روز اول ژانويه ٢٠١٨ است، از بخت خوبت شب سال نو را تنها نبودى و با رفقاى سفر كرده به پاريس سپرى كردى و حالا يكى شان تا ساعتى ديگر بليط برگشت به ايران دارد درحالى كه انگار واقعا دودل و ناراحت است كه برگرد. دو ديگر دانشجو به موطن …

سی و نه سال گذشته است، نهم شهریور مثل هرسال سنگین و منجمد است. و من مثل هر سال همین حوالی آشفته ام. چند روزی است که هی می نویسم و هی پاک می کنم. فاصله بسیار است بین آنچه در دل جاری است و آنچه بر کلام می آید. سی …

داشتم تایم لاین اینستاگرام ام را چک می کردم، عکسی از دوستم دیدم که مربوط به اردوی جهادی در یکی از روستاهای استان لرستان بود که تابستان سال ۸۷ ینی همان سالی که کنکور دادیم و مدرسه تمام شد رفته بودیم اردوی جهادی. در توضیح عکس دوست و همکلاس دوران …

می خواستم از تجربه ی اولین سفر تنهایی ام به خارج از کشور بنویسم. اما هیچی برای گفتن ندارم. نه که هیچی ندارم، حرف زیاده ولی درده، درد هم گفتنی نیست، یا دست کم من توان گفتنش رو ندارم. درد هم نه این که فک کنید درد غربت و دوری …

چمدونم رو هنوز نبستم. امروز رفتم مقدار خیلی کمی ارز گرفتم، کمر شکن شده قیمت دلار لامصب. وقتی مقایسه می کنی درآمد ها و مخارج زندگی رو با بقیه جاهای دنیا امید به زندگی ت تا میزان ۶۳٪  میاد پایین مع الاسف. بناست فردا ظهر حرکت کنم از ترمینال بیهقی. …

به نام خدا اون خدایی که آرومت می کنه، و الا پیداش نکردی. اگه آروم نشدی، اگه هنوز دغدغه داری، پیداش نکردی. چون خدا اونیه که با یادش آروم میشی… به اشتراک گذاری: