روز اول ژانويه ٢٠١٨ است، از بخت خوبت شب سال نو را تنها نبودى و با رفقاى سفر كرده به پاريس سپرى كردى و حالا يكى شان تا ساعتى ديگر بليط برگشت به ايران دارد درحالى كه انگار واقعا دودل و ناراحت است كه برگرد. دو ديگر دانشجو به موطن …

بعضی تصویر ها و صحنه ها همیشه توی ذهن آدم می مونند. صحنه‌هایی که درست نقطه مقابل احوالات درونی ما پدید میان. وقتایی که خوشحالیم و صحنه ای ناراحتمون میکنه یا وقتایی که تو اوج نا امیدی لبخند به لب و شادی و به دلمون می نشونه. مثل صحنه‌ی پیرزنی که …

سی و نه سال گذشته است، نهم شهریور مثل هرسال سنگین و منجمد است. و من مثل هر سال همین حوالی آشفته ام. چند روزی است که هی می نویسم و هی پاک می کنم. فاصله بسیار است بین آنچه در دل جاری است و آنچه بر کلام می آید. سی …